X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
 
خیال در همه عالم برفت و بازآمد که از حضور تو خوشتر نیافت جایی را
 

 

می گفت:«خدا با پیامبراش حرف زده و کتاب های آسمانی  بلاشک از طرف اویند» گفتم:« نظرت در مورد تکامل چیه؟ آیا قبول داری که ما انسان ها به مرور به تکامل رسیدیم یا خدا از اوّل همینگونه که هستیم خلقمان کرده؟!» گفت:« برام فرقی نمی کنه! چه فرقی می کنه که اجدادم میمون بوده باشند روی درخت یا که از بهشت لخت و عور، تلپ افتاده باشیم روی زمین؟!. من هر چیزیو که لازمه می دونم» 

در دلم به حالش قبطه خوردم. دیگری برایم نوشت:« تو رویایی هستی  و من تمام واقعیت را دریافته ام، واقعیت این است که زن فلان است و بهمان» و من به حال او هم قبطه خوردم.

پیش از این همسایه ی بغلیمان داشت با آهنگ « تو مثه طلوع خورشید گاهی سرخی گاهی زردی»  همخانی می کرد و دست می زد، در همین حال من داشتم به حال او قبطه می خوردم.

« هیچکدام از این ها مهم نیست. این مهم است که صبح وقتی از خاب بلند می شوی چه فازی داشته باشی و به چی فکر کنی ، به تجربه به من ثابت شده هر کس به چیزی که ندارد فکر می کند مثلن من به پول» این ها را کس دیگری گفت وقتی همه ی ماجراهای بالا را برایش تعریف کردم و من پس از حرفش داشتم فکر می کردم که امروز صبح وقتی بیدار شدم قبطه نمی خوردم. مثل هر روز  نیم لیتر آب خوردم و دوباره ی کپه ی مرگم را گذاشتم و بعد داشتم به این فکر می کردم که اگر یکی‌ پیدا می شد این همه داستان را تایپ می کرد چقدر خوب بود و صدای رضا در گوشم می پیچید که گفت:« پول دوای هر دردیه، لانصب رو قبر مرده بذاری زنده میشه » و بعد یادم افتاد که اوّلین قبطه ام را امروز صبح در همان حالت خاب و بیدار خوردم.

شک ندارم اگر بروم دکتر می گوید:« علّت اضافه وزنی که داری قبطه هایی است که می خوری، اگر مراعات نکنی  معتاد خوردن قبطه می شوی و وزنت بالا می رود و زود می میری.» آن وقت مطمئنم که حتمن به حال دکتر هم قبطه خاهم خورد که اینقدر چیز می داند و صاف توی چشمش زل می زنم و می گویم:« دکتر جان خدا را شکر انصرافی هستی اگر مدرکت را کف دستت گذاشته بودند چقدر می دانستی؟! تو که اینقدر به قبطه ی من حسادت می کنی و دوست داری نخورمشان، حاضری جای من زندگی کنی؟! یا عاشق جفتک چارکش انداختن توی حوض زندگی خودت هستی؟!،»

فکر می کنید غیر از این است که گوشی را برمی دارد و به خانم منشی می گوید:« زنگ بزنید صد و ده بیاد این دیوانه رو  بیرون کنه» و غیر از این است که آن وقت باید به قدرت صد‌و ده قبطه خورد؟!


م.ر.الف فروردین ۹۶

پ.ن:

عاقل همه ی آنچه را که می داند نمی گوید امّا آنچه را که می گوید می داند. « ارسطو »

+   شنبه 16 اردیبهشت 1396 14:08 مـــــــــیم . ر. الــــــــــــــفـــــ  |  نظرات (11)