X
تبلیغات
رایتل
 
خیال در همه عالم برفت و بازآمد که از حضور تو خوشتر نیافت جایی را
 

 

گرگ ها به بیست شکل زوزه می کشند. زوزه ی آن ها برای گرسنگی، ترس، اندوه و چیزهای مختلف متفاوت است. یکی از این بیست نوع مربوط است به گرگ نر تازه بالغ یعنی زوزه اش برای جفت یابی جوریست که ماده ای تازه بالغ جذب آن می شود و‌جالب این که زوزه ی هر گرگ نر بالغ با آن دیگری متفاوت است مثل اثر انگشت و فرکانس آن هم بر روی یک ماده اثر می گذارد و با هم جفت می شوند.

در نخستین کامجویی، ماده گرگ از قفای گرگ نر آنچنان گازی می گیردکه اثر آن تا پایان عمر، بر جای می ماند. شکارچیان نامش را« مُهر عشق» نهاده اند.

عجیب تر این که پس از این مهر، گرگ نر،  دیگر نمی تواند زوزه ی جفت یابی گرگ تازه بالغ را بکشد. می توان گفت این زوزه نوعی بکارت است که از گرگ نر برداشته می شود. گرگ ها موجودات عجیبی هستند انگار مقوله ی جفت یابی برایشان با عشق همراه است.

حکایتی ست برای خودش این « مهر عشق»

چه بسیار آدم ها که مثل ماده گرگ ها و نرهای تازه بالغند. موضوع را جنسیتی نمی کنم، حرفم این است که بسیاری از آدم ها چه زن یا مرد، مثل نرهای بالغند با این تفاوت که مهر عشق  بر دلشان نهاده می شود. اگر به وصل برسند که چه خوش اقبالند و گر نه می شوند گرگ ناکامی که توان کشیدن زوزه اش را از دست داده.


_برای بانوی زرین پوش پاییز:

باغ بی برگی

روز و شب تنهاست

با سکوت پاک نمناکش 

ساز او باران، سرودش باد

جامه اش شولای عریانی

ور جز اینش جامه ای باید

بافته بس شعله ی زر تار پودش باد. «اخوان ثالث»


_ شب گریه:

ورق زدن را به من بیاموز پیش از رفتنت

من که هر چه تورّق کردم

سر لوح صفحات دل، نام تو حک شده به تمامی

دریغ از یک برگ سپید!

چگونه فصل جدیدی را بیاغازم؟ در حالی که سر فصل تمام کتاب زندگی تویی.     « م.ر.الف »


_ حرف آخر:

می گفت: اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

+   شنبه 3 مهر 1395 10:30 مـــــــــیم . ر. الــــــــــــــفـــــ  |  نظرات (10)