X
تبلیغات
رایتل
 
خیال در همه عالم برفت و بازآمد که از حضور تو خوشتر نیافت جایی را
 

 

یک استادی هم داشتیم مضاف بر این که سخت گیر بود و هیچکس را جز بتهوون و موتزارت به عنوان موسیقیدان قبول نداشت، گاهی حرف هایی می زد که نیمی از جمعیت کلاس را خوش نمی آمد. استاد تعوری موسیقی ما بود و برای ترم پایین ها پوزولی تدریس می کرد. اعصابش که گه مرغی می شد(حالا از هر چه که بود) حرف هایی می زد که در عین گفتار عصبیش کُمیک و طنز بود.

یک روز صحبت از تاریخ موسیقی بود و حرف به ملکه ی سبا کشید و بعد صحبت به خلق و خوی خانم ها رسید. آن روز صبح استاد عصبی نبود. عینکش را از روی چشمهایش برداشت و خیلی رک گفت: بچّه ها،« خانم ها مثل کاکتوسند» بعد با لبخندی ملیح به چهره ی تک تک دخترهای کلاس که زیاد هم نبودند نگاه کرد. یکی از بچّه های نخاله ی کلاس که الان پسر خوب و مودبیست گفت: استاد یه کم برامون بشکافید مثالتون رو و آقای استاد هم شروع کرد.

گفت: یعنی شاید بتونی به کاکتوس بی احترامی کنی و مثلن روش بشینی که له بشه ولی قطعن بعد از بلند شدن جای دیگری هم نمی تونی بشینی حتا اگه نرم باشه یعنیی ناحیه ی بی احترامیگاهت دون دون می شود از خار... و اگر از علاقمندان کاکتوس باشی و بخای بهش محبت مفرط کنی و ببوسیش بعدش لبهات به هم دوخته میشه و باید خفه شی پس ناچاری فاصلتو از کاکتوس حفظ کنی و همیشه این نگاهت باشه که کاکتوس رو تمجید می کنه یا مواخذه.!

آن روز و پس از تمثیل کذایی استاد، صحبت های زیاد دیگری هم شد و حتا یکی از دخترها در اقدامی تلافی جویانه خاست که استاد تمثیل پسرها را هم ذکر کند که آن را به زمانی دیگر موکول کرد و آن زمان هیچوقت نرسید.

از آن روز بیش از یک دهه می گذرد امْا من هنوز کاکتوس که می بینم یاد استاد و تمثیلش می افتم

کاکتوس ها گیاهان خاصی هستند و در شرایطی متفاوت از دیگر گیاهان رشد می کنند. در عین حال که نگهداری از آن ها کار ساده ای به نظر می رسد و هر کس فکر می کند می تواند یکی از آن ها را در خانه داشته باشد امّا کاکتوس در هر خانه ای به گل نمی نشیند.



                                  م.ر.الف شهریور ۹۵


حرف دل:

غربت آن است که با جمعی و جانانت نیست

+   شنبه 20 شهریور 1395 12:07 مـــــــــیم . ر. الــــــــــــــفـــــ  |  نظرات (22)