X
تبلیغات
زولا
 
خیال در همه عالم برفت و بازآمد که از حضور تو خوشتر نیافت جایی را
 

 

در جامعه ای که خشونت رفتاری افراد حتا با خودشان هم عیان و هر روزه است، با تحصیلات و بی تحصیلاتش بدون‌در‌نظر گرفتن ماهیت انسانی شان تبدیل به هیولاهایی می شوند که هر حیوان درنده خویی به آن ها شرف دارد.

«» اپیزود اول:

زمان: پیش از انقلاب ۵۷، 

مکان: تهران

دکتر جراح چند روز پس از عمل جراحی دستور ترخیص  مریضش را می دهد. مریض به دلیل عدم تمکن مالی قادر به پرداخت هزینه بیمارستان نیست. دکتر محمد علی ح جراح وی، ماشینش را می فروشد و در اقدامی انسانی با پول آن بیمار را ترخیص می کند.!

«» اپیزود دوم:

زمان: سال ۹۴

مکان: تهران

دکتر الف پ انکولوژ یکی از بیمارستان های تهران، با ضربات چاقوی فرزند هفده ساله ی یکی از بیمارانش به قلب وی جانش را از دست می دهد و فرزند خردسالش برای همیشه یتیم می‌شود.!

«» اپیزود سوم:

زمان: سال ۹۴

مکان: اصفهان

در خمینی شهر اصفهان که پیش از این نامش همایون شهر بود. کودکی چهار ساله را به بیمارستان می رسانند. چانه اش جراحت برداشته. دکتر پس از معاینه شروع می کند به بخیه ی چانه ی کودک، کار تمام می شود. مبلغ ویزیت و جراحی دکتر یکصد و پنجاه هزار تومان است. خانواده ی کودک توان پرداخت این مبلغ را نداشته اند. دکتر در اقدامی وحشیانه کودک را به اتاق جراحی  باز می  گرداند و شروع به باز کردن بخیه های چانه ی کودک می کند تا کودک به همان حالت اول بازگردد.!


چه به سرمان آمده؟ سکولاریسم تا بن دندان جامعه را گرفته. چیزی که معنا ندارد شرافت انسان و انسانیت اوست.

هنوز دکترهای زیادی را می شناسم که وجودشان برای بشریت غنیمت است که ای کاش می شد از جان من کم خاصیت کم شود تا آن ها بیشتر در خدمت انسانیت باشند.

آقای دکتر خمینی شهری می توانی در تنهایی با خودت نجوا کنی: دکتر قریب آسوده بخاب که ما بیداریم.

+   سه‌شنبه 17 آذر 1394 12:24 مـــــــــیم . ر. الــــــــــــــفـــــ  |  نظرات (24)