X
تبلیغات
رایتل
 
خیال در همه عالم برفت و بازآمد که از حضور تو خوشتر نیافت جایی را
 

 


خبر آنقدر تکان دهنده بود که نمی شد باورش کرد

حتا با اینکه از وخامت حالش با خبر بودم

امّا هیچ به فقدانش فکر نکردم در مخیّله ام نمی گنجید رفتنش!

عزیزترینم خبر را گفت: 

                                 رضا؟.... محمّدرضا لطفی درگذشت!

میخکوب شدم و افکار هجوم آورد

 عاشق شدنم با آلبوم چشمه نوش لطفی زمستان 76

نخستین دیدارم با استاد که خیلی اتفاقی بود و به یکباره با دیدنش تار را زمین گذاشتم و ایستادم 

و دهها خاطره از کنسرتهایش

امروز صبح (یکشنبه) امّا حکایت دیگری بود. ناباورانه به تشییع پیکرش رفتم

حتا با بچه های گروه نه! وقتی رسیدم مثل گیج ها یک گوشه ی حیات تالار وحدت ایستاده بودم و با بهت به جمعیت نگاه می کردم.


   تا وقتی استاد عزیزم حسین علیزاده  سخن نگفت نگریستم او بود که گریه ی همه ی ما کهنه شاگردان را در آورد

بسیاری از دوستان و هم دوره ای ها را دیدم حتا آنانکه رحل غربت برگزیده اند و افسوس خوردم از اینکه اینجا باید دیدارها را تازه کنیم.

سینا آن جلوها ایستاده بود  اشاره کرد که بروم نزدیک امّا می ترسیدم! می ترسیدم، هنوز باورم یارای کشیدن بار فقدان استاد را نداشت ای کاش همان روز که گفت: بیا به مکتبخانه رفته بودم، نشد نرفتم و هیچ وقت این فرصت دست نداد.

گوشه ای ایستاده بودم و فکر می کردم که اگر لطفی عزیز این همه سال از وطن دور نبود  وجودش برای امثال من نعمتی بود که بر ما حرام شد تا با نوای تصنیف "ایران ای سرای امید" که همه هم صدا می خاندند به خود آمدم 

بارها و بارها به خود گفتم چه پنجه ای چه دردانه ای رفت لطفی دیگر تکرار نمی شود و هر بار که به این می اندیشم بغضم می گیرد.

خرّم آنکس که در این محنت گاه          خاطری را سبب تسکین است 

 

+   دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 01:02 مـــــــــیم . ر. الــــــــــــــفـــــ  |  نظرات (42)