X
تبلیغات
رایتل
 
خیال در همه عالم برفت و بازآمد که از حضور تو خوشتر نیافت جایی را
 

 


ای دوست...

مرا یاری رسان تا اشتغال ذهنم به آینده را رها سازم

مرا توان آن ده تا بیهوده نکوشم که آینده را پیش بینی و کنترل کنم

بگذار که پیش بینی های خود درباره ی آینده را ارزشمند ندانم

مرا از پرسش های بیهوده درباره ی فردا

و میل به تسلّط بر دیگران رها ساز

به یادم آور که ترس ها و تردیدهای من نسبت به فردا

فقط به ترسِِ بی بنیاد من از تو مربوط می شود

مرا یاری رسان تا خاموش باشم گوش دهم و عشق ورزم

مرا به اشراق از حضورت در لحظه ی حال برسان

دستم را بگیر و مرا در آغوش کش

به یادم آور که من مخلوق و کمال عشقم

مرا یاری رسان تا دریابم که پیام آور عشق توام

کمکم کن تا فروغ تو را بتابانم

بگذار آزادی را در درونم حس کنم

و به همه ی توهماتی بخندم که نفسِِ زمان

آنها را واقعی جلوه می داد

بگذار نور باشم سرور باشم

بدانم بازتاب توام هر جا به هر زمان

________________________________________

تنها افکار توست که مایه ی دردهای توست

چه می توان خاست که بخشش نتواند آن را اعطا کند؟


  


+   شنبه 17 اسفند 1392 17:43 مـــــــــیم . ر. الــــــــــــــفـــــ  |  نظرات (50)